X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

جمعه 17 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 07:07 ب.ظ

با شجریان، در قهقرا

 وقتی بناست شجریان بشود سفیر فرهنگی جمهوری اسلامی، یعنی بناست فاتحه ی آرمانها و ارزشها خوانده شود. آنگونه که در طول تصدیگری آقایان نیز همینطور بوده است. وقتی آقایان روحانی و عارف از آوازه خوان سیاسی کار این سالها نام بردند، همه منتظر بودیم که کسی از کاندیداهایی که دغدغه انقلاب و اصولش را دارند؛ دفاعی از همان ارزشها بنماید و دامن آنها را از انتساب به اصحاب و اعوان ضد انقلاب پاک کند. واقعیت این است که این موضع گیری هم شجاعت می خواست و هم ادای آن مهارت و تدبیر. با هاله ای از تقدس که سیاست های دولت های وقت و تبلیغات رسانه های وابسته به آمریکا و انگلیس پیرامون امثال شجریان ها ساخته است.  و قیمومیتی که حضرات برای خود در عرصه هنر قائلند. گرچه سیاست ورزی خود او حکایتی مفصل دارد.



 

 

- سیاوش شجریان که بعد از انقلاب زیرکانه خود را محمدرضا ی شجریان نامید به تصریح بسیاری از اهل فن، بیشترین حمایت ها و رانت های دولتی از برگزاری کنسرت تا مجوز تشکیل شرکت های هنری و تا پخش تلویزیونی آثارش را در اختیار داشته است. به این اظهارات محمدرضا لطفی دقت کنید:

«شجریان از سال ۵۷ و بعد از انقلاب تا امروز بالاترین حجم تولید و بیشترین و موفق‌ترین کنسرت‌ها را داشته است. اگر شجریان قبل از انقلاب یک دهم موسیقی تولید کرده بود، بعد از انقلاب صد در صد تولید داشته است. شخص آقای شجریان اگرچه مانند بسیاری از موسیقی‌دان‌ها دچار مشکلاتی بوده ولی هیچ‌وقت برنامه‌هایش قطع نشده، آثارش منتشر شده، کنسرت‌هایش برگزار شده و همیشه مجوز گرفته است ... اولین کنسرت‌های این مملکت را در شهرستان‌ها شخص شجریان برگزار کرده است. خود آقای خاتمی در زمان وزارت‌شان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در کنسرت اصفهان شجریان حضور داشتند. امروز من شخصاً نمی‌فهمم شجریان به عنوان یک موزیسین موفق که این همه کنسرت داده و کار تولید کرده و آثارش در رادیو و تلویزیون پخش شده و بیش از ۳۰۰ کنسرت خارج از کشور داشته، چرا اکنون اعتراض می‌کند؟‌ من این را نمی‌فهمم...»

.

- شجریان به مدد همین نوع رانت ها و حمایت ها (که البته زرنگی های خود حضرتش در نمایش ژست های شبه مذهبی و شبه انقلابی نیز در ایجاد این رانت ها بی تاثیر نبوده است) نام خود را بر سر زبان ها انداخت. و با سیاسی کاری های هنرمندانه رفته رفته خود را قیم هنر موسیقی ایران معرفی نمود. او گاهی که اوضاع را مناسب می دید، می آمد و در تلویزیون حاضر می شد. گاهی دیگر می گفت صدایم پخش نشود. گاهی برای انقلاب می خواند. بعد از سی سال می آمد و می گفت من انقلابی نبودم. گاهی ربنا می خواند که مثلا مذهبی ام و مردمی ام و بعد می آمد و می گفت که اینها 1400 سال است (یعنی از زمان ظهور اسلام) با هنر مخالفند... و بسیاری دیگر از این نوع سیاسی کاری ها که مخصوص حضرت استاد است. آری، او به طور قطع استاد است.


- شجریان در سالهای پس از فتنه 88 که به خیال خامش، باد به گونه ای دیگر وزیدن گرفته است؛ مواضعش را در مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و بسیاری از ارزشها و آرمانهای مردمی اش آشکارتر ساخت. او در مصاحبه های پی در پی با رسانه های وابسته به سیا و MI6 به معماری جدید مواضعش (متناسب با وضعیت جدیدی که به اشتباه گمان می کرد بوجود آمده است) پرداخت. و سربند آن چه نوشابه هایی که اصحاب فرهنگ غربزدگی، برای استادشان باز نکردند و چه عکس ها که از او و مریدان بی فرهنگش بر پهنای فضای مجازی منتشر نگردید.  


- ... و دکتر جلیلی تنها کسی بود که نام بردن از امثال شجریان را بر نتابید. و البته به دلیلی متقن و با بیانی هم وزن مساله . نه آنچنان داغ که نام شجریان را بر زبانها بیندازد و امر بر او و اطرافیانش مشتبه شود که اصولا کسی ست و نه سرد و بی تفاوت که قبح مسئله (معرفی شجریان به عنوان سفیر فرهنگی جمهوری اسلامی) نادیده ماند. نیازی هم به اسم بردن دوباره از شجریان نبود. همان جمله ی "بعضی از کسانی که اسم بردید" کافی بود:

«در پاسخ به آقای روحانی بحث من این است که امروز عده ای دارند انحصار ایجاد می کنند و یک اشرافیتی در حوزه فرهنگ بوجود می آورند و می گویند ما هستیم که داریم از موضع فرهنگ صحبت می کنیم...

بعضی از کسانی که شما اسم بردید، هرکسی در 4 سال گذشته در حوزه فرهنگ با آنها صحبت کرد به آنها حملات شدید کردند، این انحصار است که اتفاقا مانع بروز ظرفیت ها می شود...

از طرف دیگر ما مطرح می کنیم که دو روزنامه بسته شده است و اما از این طرف بیان نمی کنیم چه میزان از ظرفیت های جامعه در شهرستان های ما و در نقاط مختلف کشور به دلایل اقتصادی و سایر دلایل امکان چنین ظرفیتی را ندارند...

بخش عمده ای از این ظرفیت ها محروم هستند و چرا ما با یک نگاه تنگ سیاسی به موضوع نگاه می کنیم؛ به نظر من این تنگ نظری بد است که اگر فلان جریان سیاسی آزادی داشت بگوییم آزادی هست و اگر نداشت بگوییم بد است؛ ما باید از تمام ظرفیت جامعه استفاده کنیم و آن را شکوفا کنیم...»


 - گره زدن نام شجریان و هم پیاله گانش با "انحصار فرهنگی و اشرافیت فرهنگی"، خلاصه ترین و کامل ترین اظهارنظری ست که در مواجهه با آنان می توان بر زبان راند. بگذریم از زیرکی های آن استاد سیاست پیشه. اما در ایجاد این انحصار فرهنگی البته مسئولین واداده و بی اعتماد به ظرفیت های توده ی مومن و شهید پرور ایران اولین مقصرانند. وقتی به فرهنگ با عینک انحصارطلبی سیاسی نگریسته شود، شجریانی که زشت ترین و زننده ترین مواضع را در قبال ارزشهای مردمی انقلاب اسلامی ایران داشته است... 

شجریانی که حالا می گوید در سالهای پس از انقلاب یک روز هم احساس شادی نکرده است...

شجریانی که حالا می گوید اینها 1400 سال است با هنر مخالفند...

شجریانی که می گوید هنر اصلا وسیله ایست بر ضد حکومتی مثل جمهوری اسلامی...

شجریانی که حالا، پس از سالها، ناراحت است که مثلا فلان آوازش از صدا و سیمای ایران در زمان جنگ در تجلیل مقام شهدا پخش شده است ...

این آقا می شود سفیر فرهنگی جمهوری اسلامی...پناه بر خدا...

مانده ایم، بخندیم به سادگی آقایان و یا بگرییم به مظلومیت این نظام. این نظام با آنهمه خونهایی که به پایش ریخته شد و جانهایی که نثارش گردید.

و در عین حال چه بسیار استعدادها و رویش های تازه ای که ریشه در خاک این مملکت دارند و از منبع ارزش های دینی و انقلابی و 8 سال دفاع مقدس آب می خورند و در پشت در اتاق های مسئولان دولتی به بی محلی و بی توجهی همچنان منتظر می مانند....


- همین جا لازم است در همین متن و نه در پاورقی حساب استاد فرشچیان را از امثال شجریان جدا کنیم. نام بردن از آن بزرگوار در کنار شجریان خطایی فاحش و فاقد بار منطقی و صرفا اظهارنظری تبلیغاتی بود. در تفاوت این دو همان بس که بگوییم شجریان حالا در سرانه ی پیری از اینکه زمانی تلویزیون آوازش را بر تصاویر جبهه و جنگ و در تجلیل مقام شامخ شهدا پخش می کرد ابراز ناراحتی می کند و آنرا وسیله تحریک جوانها می گوید که بروند کشته !!!!شوند (آقا هنوز نفهمیده است آنانکه رفتند به شهادت نه به تحریک امثال او بود که به دلیل احساس تکلیفی بود که بر دوش خود احساس می کردند و چه خوش از عهده ی ادای آن برآمدند) و از طرف دیگر این استاد فرشچیان است که پس از یک عمر فعالیت هنری، در اوج پختگی و نبوغ، نقش ضریح حرم ابا عبدالله را رقم می زند و در اندیشه خلق تابلوی خرمشهر است...      


ج b ی getdivbutton class=