X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

جمعه 27 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 04:53 ب.ظ

حج و مصرف زدگی


”.... نخستین کاری که اینجا می کنید این است که تا می توانید کالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایه گذاری کنید که برای فروش کالایتان چاره ای جز این کار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایه گذاری کنید به میزان حداقل ممکن، سرمایه گذاری کنید و صنایعی را انتخاب کنید که قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ که در واقع سوار کردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نکات، من معتقدم که ایران، یکی از بهترین بازارهایی است که شما می توانید برای مصرف کالاهای خود در جهان سوم پیدا کنید.”



 

1- جملات فوق بخشی از اظهارات آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلستان در ایران در دوران ستم شاهی است. او این جملات را در سال 53 و خطاب به بازرگانان و تجار انگلیسی گفت. در واقع این اظهارات لب سیاست استعمارگران در کشورهای هدف از جمله ایران در سال های نفوذشان  است. این قاعده ی نانوشته ی کاپیتالیسم حاکم امروز و دیروز است که دنیا را به صورت بازار مصرف بالقوه محصول خود می نگرد. کافیست احساس نیاز به یک کالا در مصرف کننده نهادینه شود و به مصرف آن (حتی اگر غیر ضرور باشد احساس نیاز کند) و کافیست برای خرید کالایش پول داشته باشد. در کشور های جهان سوم اما مشکل پول را ذخایر عظیم مواد خام (اعم از نفت و طلا و ...) حل کرده است. همان حق السهم ناچیزی که به ازای خرید ماده خام به حساب دلالان مظلمه در بانک های همان سرمایه دار می رود پس از یک چرخش و تبدیل ارز دوباره باز می گردد به جیب همان سوداگران سرمایه دار. نتیجه این چرخش آن می شود که صاحبان تکنولوژی و کمپانی حتی از بالا رفتن قیمت ماده ی خام که خود خریداران آن اند بیم ناک نمی شوند. چرا که بالا رفتن قیمت ماده ی خام یعنی بالا رفتن قدرت خرید کشور های دارنده ماده ی خام. یعنی بازار مصرف تازه برای رونق کالای کمپانی. فلذا امروز همه می دانند که ماده ی خام با اینکه ثروت است به خودی خود هیچ گاه دارندگان آنرا ثروتمند نکرده است. بیراه نیست اگر بگوییم منابع طبیعی و مواد خامی که طبیعت بی هیچ زحمت در اختیار قرار می دهد هیچگاه احوال قاعدین و آنانکه به خمودگی و رکود عادت کرده اند را بهبود نبخشیده است. وضعیت کشور های جهان سوم (همان دارندگان منابع عظیم زیر زمینی را عرض می کنم) در دنیای امروز مشخص است.

 

2- می خواهیم بگوییم مقولاتی چون تاریخ، سنت، مذهب و آیین های دینی نیز به مثابه همان مواد خامی هستند که هر چقدر در محتوای خود آکنده از عوامل پویایی و حرکت آفرین باشند و به تعبیری ثروت قلمداد شوند، اما وقتی در اختیار قومی به خواب رفته و خوگرفته به رکود قرار می گیرند، چون بارانی که بر شوره زار ببارد، حاصلی ببار نمی آورند. این مسئله در خصوص اسلام اهمیتی ویژه می یابد. اسلام می گوییم یعنی تنها مذهبی که توانایی خود را در خلق تمدن و فرهنگ عظیم انسانی به رخ تاریخ کشیده است. دنیای امروز به گواه بسیاری از مورخین در بسیاری از داشته های خود (اعم از علمی و معرفتی) مدیون تمدن اسلامی ست. آن پیامی که در سده های پیشین از شبه جزیره عربستان در دنیای آن روز منتشر شد، چون به قلب مردمان با همت و پاکدل دوران خود نازل می شد، انسانی نوین می آفرید و از جمع آنان تمدنی با شکوه خلق کرد و البته هم امروز این توانایی را دارد. اما روی سخن این نیست. همه می دانیم که اسلام که ریشه در زمین دارد و شاخه در آسمان مترقی ترین جهان بینی و بالنتیجه جامع ترین احکام و شرایع و آموزه ها را در خصوص رابطه ی انسان ها با خالق هستی و انسان ها با طبیعت و انسانها با خودشان ارائه می دهد و اینکه هم امروز نیز متعادل ترین نگاه به مقولاتی چون معنویت، حقیقت و عدالت را می توان در آموزه های اسلامی سراغ گرفت. اما سخن این است که آیا ما مسلمانان قرن بیستم مخاطبین هوشمند و دردمندی برای پیام اسلام بوده ایم؟ اسلام دین تمام قرون است و پیامش هیچ گاه کهنه نمی شود. با تمام جوامع و با تمام انسان ها و در تمام موضوعات مطروحه سخن ها دارد. آیین بندگی خدا و رهایی از غیر اوست. شخص پیامبر و ائمه اطهار والاترین آموزگاران بشریت اند و تکالیف آنان انسان ساز و تمدن ساز است. در این بحثی نیست. اما آیا به صرف داشتن معلمانی اینچنین، سعادت یک امت تضمین می شود؟ براستی آیا ما امت اسلام، شاگردانی درخور این آموزگاران بوده ایم؟ گوش شنوایی و چشم بینایی و قلبی با اخلاص و روحیه ای مجتهد و عزمی راسخ و تلاشی خستگی ناپذیر و ذهنی بصیر آیا داشته ایم؟

باران که در لطافت طبعش خلاف نیست      در باغ لاله روید و در شوره زار خس

مذهب باران رحمت الهی ست. در طول تاریخ هرگاه بر سرزمین های حاصلخیز که جانهای مومنین است، باریده است، گلستان به بار آورده است. راستی جان های ما مسلمانان امروز در معرض این باران الهی چه می رویاند؟

 

3- رندی در جایی از ملایی می گفت که بر منبر، شنوندگانش را به حمد و سپاس خداوند دعوت می کرد. که: «ای مردم بروید خداوند را شکر کنید و بابت اینکه به دین اسلام و مذهب شیعه ی اثنی عشری ایمان آورده اید شاکر باشید. آن اروپایی ملحد زندیق، به کیفر بی ایمانی اش و به عذاب لامذهبی اش مجبور است شب تا صبح و صبح تا شب در کارخانه هایش خرکاری کند و دود بخورد و خستگی بکشد تا نهایتا مثلا ماشین بسازد. آنوقت ما به خاطر ایمان مان و به خاطر مسلمان بودن مان خیلی راحت با پول نفت مان ماشین را می خریم و بدون هیچ زحمتی سوار می شویم و منزل را می نشانیم کنارمان و در شهر می چرخیم و بوق می زنیم و کیفش را می بریم. ای مردم! بروید خدا را شکر کنید...»

 این مباهات به مصرف زدگی کاذب گرچه در بیان مذهبی آن ملای ساده دل احمقانه می نماید، اما واقعیت آن است که بنیان اقتصاد بسیاری از کشورهای توسعه نیافته بر این اصل استوار است. فروش مواد خام و خرید و مصرف سیری ناپذیر و در ضمن آن آروغ فرهنگ و تمدن زدن. در بیخ گوش ما این عربهایند که به قول دکتر شریعتی با پول نفتی که دارند و شعوری که ندارند یک شبه مدرن و پیشرفته شدند. دیده اید حتما آنانی را که پس از یک دو سفر حج (مذهبی ها) و یا دوبی (غیر مذهبی ها) دهانشان از پیشرفت کشورهای عربی باز مانده است و وطن دوستانه آه می کشند که ما کجاییم و عرب ها کجا؟ (براستی ما کجاییم و عربها کجا؟ آیا پیشرفت و توسعه ای که بر مبنای مصرف گرایی اقتصادی و وابستگی سیاسی بنیان گذاری شود و البته یک شبه ظاهرا نتیجه دهد یا تمدن سازی بر پایه اراده ای ملی برای حفظ استقلال سیاسی و برای پیشرفت علمی و صنعتی با تکیه بر ریاضت و پشتکار جمعی و با تاکید بر ظرفیت های فرهنگ بومی؟ کدامیک؟) در کشور ما نقطه ی اوج تب مصرف گرایی و لوکس بازی در سال های منتهی به انقلاب اسلامی ست. درست همان سال هایی که پارسونز آن توصیه ها را به تجار انگلیسی کرد و ایران را بهترین بازارها برای آب کردن کالای فرنگی دانست. و درست همان سال هایی که شاهنشاه ایران داعیه فتح دروازه های تمدن را داشت و کوروش را به خواب می خواند که خود بیدار بود. او نیز از تمدن 2500 ساله دم می زد و جشنها بر پا نمود. نشریات خارجی نقل می کنند که 5000 کیلو پشم و مو (به اندازه مصرف یک سال تمام تئاترهای اروپا) برای آرایش سربازان ایرانی وارد کشور شد. هیاهوی تمدن و بازار داغ مصرف.

 

4- حج به عنوان یک آیین اسلامی عصاره ای از مفاهیم عمیق توحیدی را در دل خود دارد. این همایش عظیم انسانی ذکر عملی بندگی خداست. ذکری که قرآن به کلمه در آورده است و قاری بر لب می آورد، حج به عمل تبدیل کرده است و حاجی با تمام حواس و اعضاء و جوارح ادا می کند. حج تذکر روز الست است و باز سازی یوم المحشر. انسان ها را بدون مظاهر و تعلقات خودساخته بشر در محضر خداوند حاضر می سازد. این خامه سر آن ندارد و نه البته می تواند در فضایل این سنت ابراهیمی سخن براند. سخن بر سر این است که به هر حال حج فرصتی تاریخی ستکه سنت اسلامی ما مسلمانان هر ساله به ما عطا کرده است تا از رهگذر آن هر حاجی بخشی از آسیب های اجتماعی و اخلاقی خود را در رابطه با محیط و جامعه ی پیرامون و در رابطه ی با خدای خود شناسایی و در نتیجه ی این مناسک اصلاح کند. بناست حج مخاطبین مومنش را که فرد فرد حاجیان اند از سویی و کل جامعهی اسلامی ست از سوی دیگر به معنویتی اسلامی (با تمام ویژگی هایی که در معنویت ناب اسلامی سراغ داریم که هم با عدالت و هم با حقیقت و نیز شریعت ارتباط مستقیم و نسبت بلافصل می یابد) مسلح سازد که گام برداشتن در مسیر تعالی دنیوی و اخروی را آسان تر سازد. اما این ظرفیت ها تا چه اندازه در شکل دهی به تقدیر امت اسلامی و مشخصا جامعه ایرانی عملی می گردند؟ چقدر حج با تمام محسنات معنوی و اجتماعیو سیاسی هر ساله ظهور و بروز می گند و این برکات در قلب امت اسلام جاری و ساری می گردد؟ سوال انتهای پاراگراف دوم را به گونه ای دیگر باز تکرار می کنیم. حج نیز چون بسیاری سنن مذهبی مظهر رحمت الهی ست بر بندگانش. جان مومنان چه میزان پذیرای این باران رحمت است؟ گلستانی بایسته و شایسته آیا می رویاند؟  

 

5- رهبر انقلاب در آسیب شناسی ای که اخیرا در خصوص مسئله ی بازارگردی حجاج مطرح نموده اند به صورت غیر مستقیم به نقد مصرف زدگی رایج پرداختند. ایشان می بینند که حجی که بناست هر ساله در ارتباط مسلمانان با یکدیگر و در نتیجه ی تحکیم وحدت امت اسلام، مشکلات جهان اسلام را مطرح و در ذهن مسلمانان برجسته سازد، تبدیل به بازار بزرگی برای عرضه کالاهای کمپانی های غربی می گردد. انگار بناست این رستاخیز بزرگ مذهبی به جای برکات معنوی و اخلاقی برای امت اسلام، منافع اقتصادی و مادی را به جیب کمپانی های چینی و آمریکایی و اروپایی جاری سازد و زود باشد که ندای «لبیک اللهم لبیک» حجاج در عطش سیری ناپذیر مصرف زدگی و بازارگردی و لبیک گویی به تبلیغات شرکت های بین المللی، رنگ ببازد. حج در ابعاد سیاسی خود نهضت برائت از مشرکین و ظالمان دنیاست و در منظره ای دورنما بناست تهدیدی برای شیاطین دنیای امروز باشد. مصرف زدگی اما زائیده ی رفاه طلبی ست که (آنچنانکه گفته شد) یک فرهنگ استعماری ست و با مبارزه در تضاد است. همان گونه که معنویت اصیل اسلامی با سلطه بیگانگان بر مقدرات سیاسی و اقتصادی مسلمانان در تضاد است؛ بهره ی معنوی از مناسک حج نیز با لبیک گویی آنگونه مستانه و بی پروا و بی حد و مرز به تبلیغات کمپانی در تناقض است. نمی توان از معنویت دینی سخن گفت و همزمان راه را برای تسلط بیگانگان بر امور مسلمین باز کرد و همزمان به فربه کردن جیب سرمایه دار غربی پرداخت...  و اینهمه را امام خامنه ای می داند و به ما آموزد و تذکر می دهد. امام خامنه ای که یک عالم دینی ست. که یک رهبر سیاسی ست.  

ج b ی getdivbutton class=