X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

سه‌شنبه 1 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 01:27 ق.ظ

امام موسی صدر در نقش امام علی (ع)

دیروز در زیر و رو کردن آرشیو مجلات «سوره» ام، وقتی با عکس مصطفی عقاد (کارگردان فیلم های به یادماندنی «محمد رسول الله» و «عمر مختار») بر روی جلد یکی از شمارگان این مجله مواجه شدم؛ کنجکاوانه مطلب مرتبط با او را جستجو کردم. مطلب، مصاحبه ای بود که ایشان، در تیرماه 71 طی سفری که به ایران داشته اند با شهید سید مرتضی آوینی و نادر طالب زاده انجام داده بودند. نکات ریز و درشت و خواندنی در این مصاحبه بسیار است. از تاثیری که شخصیت امام و انقلاب اسلامی ایران بر او و بر ملل منطقه گذاشته بود تا اینکه او از لحاظ سیاسی خود را یک شیعه معرفی می کند. از ورود تاریخی امام به ایران که آن را پرشکوه ترین «ورود» در تاریخ بشریت می خواند تا حاشیه های ساخت فیلم هایش و مباحث سیاسی پیرامون آنها و بسیاری دیگر.

اما در خواندن این مصاحبه، آنچیزی که بیشتر از همه دلربایی کرد و نهایتا بهانه ی این یادداشت شد خاطره ای ست بسیار کوتاه، اما پرمعنا (حداقل در نظر من)، که مصطفی عقاد از دیدار خود با امام موسی صدر بازگو می کند. خواندن این خاطره ی وجد انگیز در این روزهای به خصوص، باز شوق دیدار آن مرد الهی را در دل می پروراند. این روزهای به خصوص که  از سویی، عید خون علی ست و از سویی دیگر نفس دیکتاتور لیبی نیز به شماره افتاده است و جان ما در بیم و رجای رسیدن خبری از امام صدر، بی تابی می کند.

مصطفی عقاد در خاطره اش از تنها دیدار خود با امام موسی، در حضور قذافی می گوید و از پیشنهادی که امام صدر به او می دهد و شروطی که او در پاسخ این پیشنهاد مطرح می کند. این خاطره در نگاه من تنها یک داستانک حسی، حاصل نگاه فانتزی یک کارگردان شهیر به چهره و تیپ امام موسی صدر نیست. شاید مقصود مصطفی عقاد تنها همان باشد، اما آنکس که امام موسی صدر را می شناسد و با تفکرات، فعالیت های سیاسی و مدارج علمی ایشان آشناست، افقی فراتر را می نگرد. یک مثنوی معنا از این چند خط می توان خواند: 



...امام موسی صدر هم یک روز حضور داشتند. قذافی ایشان را به من معرفی کرد و من از آقای صدر پرسیدم که آیا ایشان حاضرند به من کمک کنند تا فیلم الرساله را بسازم یا خیر. این جریان قبل از ساختن فیلم بود. امام صدر گفت با تو همکاری می‌کنم، اما به یک شرط، آن هم اینکه تو یک فیلم برایم درباره امام علی(ع) بسازی. من هم گفتم فیلمی برای شما می‌سازم، منوط به دو شرط، اول آنکه شما سن‍ّیها را قانع کنید تا حضرت علی(ع) را در فیلم ببینیم، چرا که تصور می‌کردم با توجه به تمثالهایی که از امام علی(ع) می‌دیدم، برای شیعیان در این مورد مسأله‌ای وجود ندارد. شرط دو‌ّمم هم این بود که از آقای صدر خواستم که: شما خودتان نقش حضرت علی را بازی کنید. نمی‌دانم چقدر آقای موسی صدر را می‌شناسید. او واقعاً یک چهره و تیپ عجیبی داشت و خب، واضح بود که ایشان در فیلم بازی نخواهد کرد. بعد هم ایشان گفت که شیعیان هم با نشان دادن امام علی(ع) حتما‌ً مخالف خواهند بود.

□□□

به نظر شما وقتی مصطفا عقاد در حضور قذافی، آن شرط را (شرط حضور امام موسی صدر در نقش امام علی (ع)) مطرح می کند، حس و حال قذافی چیست؟ قذافی که می گوییم به خاطر بیاورید تمام   ویژگی های تصویری و روحی او را. از چهره اش و لباس پوشیدن های آنچنانی اش که عقده ی خوش تیپ بودن داشت، تا عناوین مذهبی خودخوانده اش و روش های اهانت آمیزش در ترویج و دفاع از اسلام که نشان می داد، بدش نمی آید منجی و یا رهبر مسلمانان لقب بگیرد. بگذریم از جاه طلبی های سیاسی اش که گاه در لوای یک سیاست مدار چپ ضد استعمار و صهیونیزم، گاه در لفافه ی ژست های پان عربیستی و این اواخر بر میز سازش و سر هم بندی با همان (به ظاهر) دشمنان دیروزش بروز می کرد.

و این طرف موسی صدر است. با همان ظاهر و همان لباس ساده ی همیشگی. که لباس یک عالم وارسته شیعه است. که لباس رسول الله است. بی هیچ قدرت سیاسی. اما صاحب قدرت نفوذ و تاثیرگذاری خاص یک روحانی مجاهد شیعه. موسی صدر که حالا شیعیان لبنان "امام" خطابش می کنند، همان شاگرد مکتب آیت الله بروجردی ست که آرزوی وحدت مسلمانان را در سر دارد. نه به عنوان یک روشنفکر پلورالیستی که دربند لاادری گری دینی ست و این لاادری گری او را به سکولاریسم رسانده است. نه. نه. او مروج وحدت اسلامی است، در لباس یک عالم شیعه. یک طلبه ی حوزه ی قم. یک عالم شیعه که به لبنان آمده است تا تشویق و تحریض کند شیعیان را برای دفاع از حقوق شان. هم در میان دیگر مسلمانان و هم در مقابل صهیونیزم. او خطیبی توانا، آشنا به مقتضیات دنیای روز، شاگرد درس فلسفه علامه طباطبایی و خویشاوند و حامی سیاسی امام خمینی ست. او برای اولین بار شیعیان لبنان را برای دفاع از سرزمین شان در مقابل صهیونیسم مسلح می کند و هم اوست که مسیحیان، در جذبه ی محبت او "مسیح لبنان" خطابش می کنند...

□□□

قذافی حالا دیگر تاریخ انقضایش به سر آمده و مهره ای سوخته است. از سرنوشت امام موسی صدر اما هنوز خبری واثق در دست نیست. نقل قول های متفاوت و متناقض بسیارند. قطعا پیگیری، تا حصول قطعی ترین نتایج در خصوص سرنوشت ایشان الزامیست.

اما کل سخن این است که آنچه مصطفی عقاد، آن روز (به عنوان یک کارگردان) در چهره ی  امام موسی صدر دید را می توان در سیره ی عملی آن روحانی آگاه نیز به نظاره نشست. شخصیت امام، منش و رفتار او، علم او، مهربانی اش، قاطعیت او در مقابل دشمن مشترک مسلمانان، فعالیت های سیاسی و مبارزاتی او، نگرانی و اندوه او از وضعیت مسلمین در دنیای آن روز و امروز، نگاه انسانی و مبتنی بر فطرت او به تفاوت انسانها و بسیاری دیگر، امام موسی صدر را نمونه ای از یک شیعه ی مسئول امیر المومنین ساخته است. مجاهدات او در مقابل صهیونیزم بین الملل، دغدغه های ایشان در خصوص وحدت اسلامی، و تلاش های سیاسی امام برای احقاق حقوق شیعه ی مظلوم لبنان و مهم تر اینکه تاکید او بر اسلام به عنوان یک مکتب رهایی بخش و زندگی ساز، همه سر فصل های مهمی از زندگانی اویند. و مگر جز این است که سیره علی (ع) نیز در مجاهدت خستگی ناپذیر او و در نهایت شهادتش برای ثبات و استقرار مکتب، وحدت و عدالت خلاصه می شود.

این شب های قدر که شب های رقم خوردن تقدیر ماست، شب های یاد و ذکر علی نیز هست. شک نیست بازگشت آن پیر سفر کرده و نقش آفرینی چون اویی (که شاگرد مکتب علی ست)، می تواند تقدیر اوضاع مشوب منطقه را به گونه ای متفاوت با امروز رقم زند.    

 

ج b ی getdivbutton class=