X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

سه‌شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:19 ب.ظ

ویژه نامه ای برای امام

«عَسَس»، عنوان ویژه نامه ایست که به مناسبت بیست و دومین سالگرد ارتحال امام روح الله، با همکاری برخی دوستان تهیه و تدارک دیده شد. جمع آوری و نگارش مطالب، تایپ و صفحه آرایی آنها، تماما توسط جمع تهیه کنندگان (که در صفحه ی آخر معرفی شده اند) انجام شده است. سرمقاله این ویژه نامه، که توسط حقیر به رشته ی تحریر درآمد را در زیر آورده ام. به همراه لینکی جهت دانلود کامل پی دی اف نشریه.

این ویژه نامه مشتمل بر مطالبی ست با عناوین:

من پاپ نیستم 

(با دخل و تصرف، برگرفته از نوشته ایست با همین عنوان از علی نورآبادی مندرج در شماره دوم نشریه ی سوره)

به لطافت روح الله

خط انحراف؛ در بیت آیت الله

تا مختصات خدا

منشور روحانیت

مانیفست نهضت جهانی

سه دیدار

و برخی نوشته های دیگر...

قطعا این تلاش، در برابر کمالات آن ولی خدا، سرشار از کم و کاستی ها ست.

ما مستمندان درگاهش، بدین پول سیاه که آورده ایم، تنها خواسته ایم نامی از خود در زمره ی خریداران او بر جای بگذاریم.  

 


سرمقاله

در زمانه ی ما بسیارند بی هنرانی که ختم نبوت را  به ختم دیانت گرفته اند و روزگار ما را روزگار بیگانگی زمین و آسمان دانسته اند. انسان را بی نیاز از تعالیم وحی فهمیده اند و خاک تاریخ را از برآمدن منادیانی که خداوند را فریاد بزنند، عقیم فرض کرده اند. به رغم دعوی این مدعیان، اما جهان هیچگاه از اولیاء خدا خالی نبوده است. سر زدن هر از گاهیِ نبأی عظیم در هر عصری و طغیانی که بر جان جهان می اندازند، خط بطلان خداوند است بر ادعای آنانکه می خواهند نور خدا را به دهانشان خاموش کنند. این آیات الله و منادیان توحید در هر عصری، همانانند که خداوند در وصفشان می گوید: الذین یُبَلّغونَ رسالاتِ اللهِ و یَخشَونَه و لا یَخشَونَ أحَداً إلّا الله و کَفی بِاللهِ حَسیباً.

آنان که امام روح الله را از قبیله ی انبیا دانسته اند و از مخاطبین «انما انت مذکر» سخن به گزاف نگفته اند. امام منادی ایمان بود. ایمان  به حقایقی که رو به فراموشی می رفت. حقایقی که تقوای شوم و مغرورانه ی جهان جدید به اساطیر و افسانه تعبیرشان می کرد و هم سنگ    فانتزی هایی چون لالایی خواب آور کودکان قرارشان می داد. در زمانه ای که در باور آدمها، چاقوی جراحی تنها ابزار رسمی تشریح انسانیت است؛ امام زبان فطرت الهی انسان بود. او تنها قضاوت خداوند را قبول داشت. مطابق با قوانین او سخن می گفت. سهم خواه حقیقت بود در جهان امروز. جهان امروز با تمام لکه های ننگی که از خود در کتاب تاریخ برجای گذاشته است. از شمار بی شمار گرسنگانش (که هیچ عصری زمین تا بدین حد مقیمان گرسنه به خود ندیده است) تا کشته شدگان جنگ هایش (بشر هیچ گاه به اندازه ی قرن بیستم جانی نبوده است) و دردناکتر: خود کشی هایش.

شاید این بزرگترین خبط انسان معاصر بود که متواضعانه!  -بخوانید متکبرانه- از کنار آنچه «امر قدسی» می خواند، به بی تفاوتی گذشت. به تجربه ای شخصی و غیر قابل استناد تعبیرش نمود و آن را اگر نه انکار، اما از آن چشم پوشی کرد. جز برای شکم و دامن اصالت قائل نشد و ارزش اخلاقی را به ابتذال قرارداد اجتماعی کشانید و یکسره کمر به کفران فطرت بست. چون پیشرفت، توسعه، لذت و رفاه غرور بر غرور او می افزود و آتش تفرعن نوین او را باد می زد، دیگر جایی برای خدا باقی نمی ماند.

امام اما در اوج «انا ربکم الاعلی» گفتن فرعون های جهان امروز، در میانه ی نیمه ی دوم قرن رشد صنعت و تمدن فراگیر غربی، بر پا کننده ی انقلابی شد که همه ی داشته های این پادشاهان بی لباس را به سخره می گرفت. او در میانه ی میدان حاکمان مغرور جهانی، (بی هیچ رعب و وحشتی از آنچه دنیا بدان می بالید) از دنیایی نو سخن گفت. دنیایی که قدرت بلامنازع آن ایمان بود. ایمان به خدا و بی بدیل بودن جایگاه او.

نمونه هایی چون امام، فقط در زمانه ی انبیای سلف تکرار شده بود. و همان طوریکه تاریخ تمدن از تبیین تاثیرات عمیق پیامبران بر انسان ها و وجدان جمعی آنها، عاجز است؛ عجیب نیست که امروز نیز دنیای غرب (به اعتراف خودشان) هنوز در آرزوی تحلیل درستی از ظهور چهره ی نا شناخته ای به نام امام خمینی است. 


دریافت نسخه ی پی دی اف نشریه


ج b ی getdivbutton class=