X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 05:12 ب.ظ

من سکینه آشتیانی هستم!!!

 

 

من سکینه آشتیانی هستم!!!

1- شنیدن این جمله چه حسی در خصوص گوینده ی آن در شما بوجود می آورد؟ ذهنیتتان در مورد این جمله و گوینده اش چیست؟

شاید بسیاری از شما به گوینده ی این جمله بخندید و لُغُزی بار طرف کنید. بسیاری شاید به تاسف سری تکان بدهید و افسوس بخورید، از بابت حقارت شخصیت او. بعضی ها هم البته به عاقل بودنش شک می کنند. راستی نام سکینه آشتیانی چه انعکاسی در ذهن و احساس یک ایرانی دارد؟ مشخصا یک زن ایرانی، وابسته به همان تیپ و طبقه ای که آشتیانی بدان وابسته است، او را چگونه می بیند؟ یک زن خانه دار، یک مادر، از طبقه ی متوسط جامعه (با تمام ویژگی هایی از نجابت و محبت که در مادرانمان سراغ داریم)، با شنیدن داستان سکینه، این زن را چه خطاب می کند؟ فرض کنیم، سکینه آشتیانی، قتلی مرتکب نمی شد. آیا ارتباط نامشروع او با یک مرد بیگانه، بدون هیچ چشمداشت اقتصادی، پس از بیست و اندی سال زندگی مشترک و داشتن دو فرزند جوان، آیا در نگاه زن ایرانی، قابل دفاع و توجیه پذیر است؟ سکینه آشتیانی در ذهن یک زن ایرانی، اگر جرثومه ی خیانت و جنایت نیست، پس چیست؟ به این سوال آخر، عده ای از طرف زن ایرانی، پاسخی دیگر داده اند. فعلا برگردیم به همان جمله ی اول.   

     

2- جمله ی کذا، شعار عده ای از معترضان به حکم سکینه آشتیانی در خارج از کشور است. آنها در تجمعاتشان قهرمانانه(؟!) باد به بوق می اندازند که:  I am sakineh. We are sakineh.  

همه کم و بیش از اقدامات و فعالیت های این جماعت، برای ایجاد یک اجماع بین المللی بر علیه ایران آگاهیم. تخم دو زرده ی این فعالیت ها هم، نامگذاری یک روز است، به عنوان «روز جهانی سکینه محمدی آشتیانی». البته اظهر من الشمس است که این (به خیال خودشان) فتح الفتوح، جز با چراغ سبز رسانه های تبلیغاتی و شخصیت های سیاسی غرب و گروه های به اصطلاح بین المللی، ممکن نمی شد. اینکه غربی ها (اعم از رسانه ها و سیاسیون و گروه های حقوق بشری شان) به حقیقت چقدر در دفاع از حقوق بشر و تلاش برای برقراری اش، صادقند؛ مقوله ایست که بسیار راجع به آن گفته و نوشته شده است. دیگر هر بچه مسلمان ایرانی، لیست بلند بالایی از موارد نقض حقوق بشر سراغ دارد که همان لابی ها به بی تفاوتی و سکوت از کنار آن رد شده اند. سرنوشت خونین پیروان فرقه ی داوودیه و یا شهادت راشل کوری دو نمونه از هزارانند. ما هم در این موضوع حرف تازه ای نداریم. برای همه، این دروغ که غربی ها نگران حقوق شهروندان ایرانی اند، امروز، آن اندازه خنده دار است که انتخاب شیخ مهدی کروبی به عنوان چهل و یکمین متفکر بزرگ دنیا! بگذریم.

۳- اما روی دیگر سکه، حکایت آنام کالانعامی ست که تجمع می کردند و امضا جمع می کردند و شعار کذا را سر می دادند و بعضا اینجا و آنجا لخت می شدند و پولی که به این امر اختصاص یافته بود را مصرف می کردند. ابتدا داشت باورمان می شد که لبّ اعتراض این گروه به حکم سنگسار است. گفتیم عده ای هستند، فعال حقوق بشر. سیاسی نیستند. از سر صداقت و انسان دوستی و بدون توجه به پشت صحنه های سیاسی قضیه، فعالیت می کنند. معتقدند، سنگسار غیر انسانی ست. در این باب، حرفی برای گفتن دارند. بر ماست که حرف شان را بشنویم. حالا ممکن است قبول کنیم و ممکن است نکنیم. به هر حال گفته اند: الذین یسمعون القول فیتبعون احسنه... . این بود که مثل هر جویای حقیقتی، از اینجا و آنجا، مخالف و موافق، مطلب جمع می کردیم و می خواندیم و می شنیدیم و گاه و بی گاه زیت فکرت می سوزاندیم؛ باشد که به قطعیتی برسیم.

 طی زمان اما واقعیاتی تازه را بر دایره ریخت. توقف حکم سنگسار  و پس از آن، اعلام تقدم قصاص بر حد (از سوی سخنگوی قوه قضاییه)، گرچه عقب نشینی آن قوه و موفقیتی برای مدافعان سکینه آشتیانی قلمداد شد، اما به مرور کف خواسته های آنان و نیز موضع آنان در قبال جرم سکینه آشتیانی را رو آورد. مطرح کردن مسئله ی اعدام و نهایتا ذوق زدگی اخیر آنان از خبر جعلی آزادی سکینه محمدی (که چند روز پیش به قصد انجام عملیات روانی تازه ای منتشرش کردند و بعد از آن به سوء برداشت تعبیر شد!) مشخص کرد که حضرات جز به آزادی بی قید و شرط سکینه، راضی نیستند. علاوه بر آن، در طی این چند ماه، پروژه ی قهرمان سازی و در عین حال مظلوم نمایی ای که پیش گرفتند، نیز حرفهایی در دل خود داشت. پروژه ای که در پیشبرد آن،  از تمایلات و کمبودهای فرزند متهم نیز حداکثر استفاده شد. این قهرمان سازی ها بیش از هرچیز، نشان از پاسخ متفاوتی ست که مدافعان سکینه آشتیانی به سوال آخرینِ پاراگراف ابتدایی می دهند. ظاهرا سکینه آشتیانی در نگاه مدافعانش نه تنها سمبل خیانت و جنایت نیست؛ بلکه یک اسطوره است. یک قهرمان. یک قهرمان مظلوم و دربند. به قول یکی شان: «یک پرومته در زنجیر»!!!.  

 

4- واقعیت این است که امروز ، اعتراض مدافعین سکینه آشتیانی، اعتراضی حقوقی نیست، بلکه اعتراضی ست به یک فرهنگ. امروز بحث دیگر بر سر حکم سنگسار نیست. قهرمان سازی از شخصیت سکینه آشتیانی، اهانتی ست که این جماعت به یک فرهنگ روا می دارند. امروز اگر کسی بگوید جار و جنجالی که در دفاع از سکینه آشتیانی براه افتاده است، ته همان کرباسی ست که ویکتوریای فارسی وان یک سرش نشسته است و پرونده ی هسته ای ایران سر دیگرش؛ من یکی که قبول می کنم. پر واضح است که مسئله ی غربی ها و غربزده ها حکم سنگسار نیست. حکم سنگسار عملا تعلیق شد، هیاهوها اما همچنان باقی ست. اعدام هم موضوعیت ندارد. هدف دو تاست: یکی فشار بر ایران و پرونده سازی و به حاشیه بردن ایران است در جهت مطامع غربی ها (همچون مسئله ی هسته ای که در اشل کلان تری هم اکنون جریان دارد) و دیگری اباحه گری و به نام دفاع از حقوق زن، دفاع از روابط جنسی آزاد، حتی پس از ازدواج (مانند آنچه فارسی وان مبلغ آن بود). آنچیزی که در فرهنگ ما خیانت نامیده می شود.  اقداماتی شبیه تلاش های کنوانسیون رفع تبعیض (CEDAW) برای حذف روز گرامیداشت مادر از تقویم کشورهای مختلف. با این استدلال که تاکید و ترویج نقش مادری زن، تاکید بر کلیشه های سنتی جنسیتی ست و با اقتضائات جامعه ی مدرن، همخوانی ندارد. و لابد وفاداری همسران به یکدیگر هم، منافی با حق تسلط شخص بر بدن خویشتن است (!!!)...

خلاصه اینکه، سوال ما از مدافعین سکینه آشتیانی این است: روابط جنسی یک زن متاهلِ دارای فرزند، به صورت مخفیانه، با مردی غیر از شوهر خود، آیا از نظرگاه شمایان، جرم نیست؟ چرا خواهان آزادی بی قید و شرط اوئید؟ آیا واقعا مشکل شما با حکم سنگسار است؟  شرایط صدور حکم سنگسار مشخص است. اصلا  فرض کنیم حکم سنگسار غیر انسانی ست، اما آیا اهانتی که سکینه آشتیانی به خانواده اش روا داشت، از نظر شما قابل دفاع است؟  اگر اینچنین نیست، قهرمان سازی از شخصیتی چون او، چرا انجام می شود؟ آیا او را به قهرمان تبدیل کردن، اهانت به فرهنگ ایرانی اسلامی نیست؟ برای اعتراض به سنگسار، چه نیازی ست به فریاد زدن شعار: I am sakineh. آیا شما بوی گند رذالتی که فرهنگ ما از این جمله استشمام  می کند را نمی فهمید؟ اگر نمی فهمید، همان بهتر که در جهل مرکب ابدالدهر بمانید. اما اگر می فهمید و همچنان فریادش می زنید، قبول کنید که امروز رویاروی یک فرهنگ ایستاده اید.   

 

ج b ی getdivbutton class=