X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

چهارشنبه 17 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 06:18 ب.ظ

گنجشک و جبرئیل

سروده های عاشورایی مرحوم «سید حسن حسینی» 

 

  

باغ کرامت است

   گلوی تو

       یا حسین 

خدایش بیامرزاد. در یکی از مجموعه برنامه های «با کاروان شعر و موسیقی» می گفت که در هنگام سرودن برخی اشعار این کتاب، بی اختیار اشک می ریخته است. و در پاسخ، «بَه بَه»های معروف سهیل محمودی. و تو هم وقتی اولین بار، آخر شب، زیر نور چراغ مطالعه، کتاب را دست می گیری؛ لاجرم، لاجرعه سرش می کشی و دست آخر که کتاب را می بندی و نگاه دوباره ای به جلدش می اندازی... این «سید» است که تصویرش، در پس پرده ای از اشک چشمانت موج بر میدارد. خدایش بیامرزاد. کمتر کسی شاید این توانایی را داشته باشد، که عاشورا را در قالب نو و سپید، اینچنین تاثیرگذار، بسراید. می گویند وصیت کرده بود که «گنجشک و جبرئیل» را، با او در قبر بگذارند. باشد که صاحب کتاب، شفیع روز جزایش باشد.

قطعه ی «راز رشید» در نعت قمر بنی هاشم از شاهکارهای این مجموعه است: 

 ... تو آن راز رشیدی 

 که روزی فرات

       بر لبت آورد

 و ساعتی بعد

در باران متواتر پولاد

 بریده بریده

     افشا شدی

 و باد

     تو را با مشام خیمه گاه

                    در میان نهاد

 و انتظار در بهت کودکانه ی حرم

                             طولانی شد

تو آن راز رشیدی

 که روزی فرات

       بر لبت آورد

 و کنار درک تو

     کوه از کمر شکست.

ج b ی getdivbutton class=