X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

سه‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 12:59 ق.ظ

وقتی ملکه انگلیس، با حجاب می شود!

الیزابت دوم، ملکه ی بریتانیا، هفته گذشته میهمان شیوخ امارات بود. در این سفر او از طرح معماری «موزه ی بن زاید»، پرده برداری کرد. طرحی که بناست شرکت انگلیسی «فاستر و شرکاء» آن را اجرا کند. با توجه به ارزش مالی و عظمت پروژه ی ساخت این موزه، اجرای آن توسط یک شرکت انگلیسی، موفقیت بی نظیری ست برای این کشور. کشوری که دوره ای از بحران مالی را می گذراند و با سیاست انقباض اقتصادی ای که پیش گرفته است؛ بیش از همیشه نیازمند سرمایه گذاری های جدید است. و بدیهی ست که انگلیسی ها (مثل دیگر کشورهای توسعه یافته) می دانند که عربها، با پول نفتشان و عقده ی مدرن شدن شان (که سیری ناپذیر است) و تنبلی ذاتی شان، همواره طرف معامله های رام و خوش حسابی بوده اند و مددرسان بی شیله و پیله ی این روزگار نقمت.  

این است که چرخش تکراریِ ارز در تمام این سالها، به صلاح است با دور تند تر و با پیمانه ای انباشته تر ادامه یابد. نفت را خودشان استخراج می کنند، خودشان می پالایند، خودشان در بانک هایشان برای شیوخ حساب می سازند و حق السهمشان را در همان حسابها می ریزند و خودشان به ازای کالا و خدماتی که می اندازند به آنها، از همان حسابها، پولشان را بر می دارند. یک گردش پول مطمئن. و تازه وقتی سهم تو از سرمایه گذاری در این ولایات بیشتر از سایر رقبایت باشد، دیگر از بالا رفتن قیمت نفت هم بیمی نداری. بلکه شایق به آن نیز خواهی بود. چرا که بالا رفتن قیمت نفت یعنی افزایش قدرت خرید عربها. یعنی جمع شدن بیشتر دلار، از نقاط مختلف دنیا، در جیب نفت فروش ها و سرازیر شدن و بازگشت دلار بیشتر، از نقاط مختلف دنیا، در اقتصاد کشورت. فقط کافی ست عربها را قانع کنی، کالا را و خدمات را، از تو بخرند. سهمت را از سرمایه گذاری در کشور هدف افزایش بدهی. کاری که انگلیسی ها در این سالها کردند و در این دوران رکود نیازمند تثبیت و استمرار آنند. حتما می دانید. 18 درصد، سرمایه گذاری های خارجی در امارات متعلق به انگلیسی هاست. انگلیسی ها بیشترین سهم را از سرمایه گذاری خارجی در این کشور دارند. دو میلیارد و هشتصد میلیون دلار حجم صادرات انگلیس است به امارات. فقط در نیمه ی اول سال 2010 (توجه کنید. این مبلغ فقط مربوط به امارات است) و این حجم نسبت به زمان مشابه در سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است. یعنی انگلیسی ها، برای خروج از بحران اقتصادی، روی خرید اماراتی ها حساب ویژه باز کرده اند. 

لذا ملکه ی  هشتاد و اندی ساله ی انگلستان، عازم امارات می شود. به همراهش: یک هیات عالیرتبه سیاسی-اقتصادی و جمعی از سرمایه گذاران انگلیسی. پس از پرده برداری از طرح کذا، بازدیدی هم از مسجد شیخ زاید می کند.  بزرگترین مسجد منطقه. سومین مسجد بزرگ دنیا. از قضا آنهم انگلیسی ساز است. در جریان همین بازدید است که ملکه ی محترمه، به نشانه ی احترام (؟!) به مسلمان ها و آیین اسلام، محجب می شوند و با پای برهنه وارد مسجد می گردند و حسابی عربها را سر ذوق می آورند. به طوریکه الجزیره این اقدام را نشانه ی احترام اسلام در نزد ملکه معرفی می کند و موجب تقویت گفتگوی ادیان. شیخ خلیفه بن زاید هم سراسیمه لقب «قائد اعظم» را نثار ایشان می کند. و مهم تر اینکه در حاشیه این رد و بدل دل و قلوه، ویلیام هیگ (وزیر امور خارجه بریتانیا) با همتای اماراتی خود پشت سر هم یادداشت تفاهم و همکاری امضا می کنند. و کسی نیست که به این حضرات یادآوری کند که این پیرزن، با این ژست های خررنگ کن امروزینش، (که در مغز کوچکتان، احترام به دین تان، تفسیرش می کنید) همانی ست که سه سال پیش، در روز تولد خودش، لقب «شوالیه» را به سلمان رشدی مرتد اعطا کرد. اعطای این نشان به چهره ای شناخته شده و منفور همچون رشدی، که شنیع ترین اهانت ها به مقدس ترین چهره های مسلمانان را در کارنامه خود دارد؛ معنایش چه می تواند باشد؟ احترام به ادیان؟ سلمان رشدی چه خدمتی به بریتانیا کرده است، که شایسته اعطای این لقب شناخته شده است؟ سلمان رشدی که .... بگذریم. 

مسلمانان پاکستانی، با گذشت سه سال از این اهانت خاندان سلطنتی انگلیس، هنوز سگ های ولگردشان را «سِر» خطاب می کنند.

ج b ی getdivbutton class=