X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

یکشنبه 25 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 11:32 ق.ظ

حرمت آه

مولانا در دفتر دوم مثنوی اش، داستان شخصی را نقل می کند که به قصد ادای نماز جماعت به امامت پیامبر اکرم رهسپار مسجد می شود. اما چون به مسجد می رسد، پیامبر و صحابه نماز را به پایان برده اند و در حال خروج از مسجدند. مسلمان دیر رسیده کنجی می نشیند و سر بر دیوار می گذارد و از ته دل و از سر حسرت و اندوه آهی می کشد. در این اثنا کسی از نمازگزاران تیز بین و نکته سنج که متوجه حالات او می شود، به او پیشنهادی در خور مداقه ارائه می دهد:

آن یکی از جمع گفت این آه را            تو به من ده، وان نماز من تو را

آه و اندوه تو را به بهای ثواب نمازم خریدارم....

□□□

از نظر من یکی که می ارزد. به نظرم حتی رندانه تر از این را هم جا دارد اگر پیشنهاد بدهد. از نظر من ناقص الایمان، حتی آه و حسرت گناهکاری در طلب بخشش از گناهش در مقابل خداوند، به جمعیت خاطری که استمرار در عبادات و طاعات برای زاهد پرهیزکار به بار آورده است؛ [آن اولی به این دومی] می ارزد و بلکه رجحان دارد.

من یکی که ترجیح می دهم گناهکاری باشم که حالا به امید بخشایش پروردگار بخشایشگر به درگاهش اشک آورده ام و آه و ناله، تا اینکه متعبدی باشم که انجام فرایض و عبادات و طاعات، خاطر جمعی را نثارم کرده است و بهشت را در نتیجه معامله ای که با خداوند کرده ام، حق خود بدانم.

شما کدامیک را ترجیح می دهید؟ ثواب عبادت را یا سوز و آه انابت را؟

ج b ی getdivbutton class=