X
تبلیغات
رایتل

دقیقه

میان آنچه خدا آفریده است از هیچ دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاده ست

یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 07:32 ب.ظ

زن ایرانی کلیچداری

مطابق با اخبار منتشر شده، کلیچدار اوغلو رهبر حزب لاییک جمهوریخواه ترکیه در جریان مذاکراتش در روند اصلاح قانون اساسی این کشور، حجاب زنان ایرانی را به عنوان الگویی مناسب برای زنان با حجاب ترکیه معرفی کرده است. او در اظهاراتی حجاب توربان (مقنعه) که تمام موهای سر را می پوشاند، را نماد اسلام سیاسی دانست و زنان محجبه ترکیه را از آن نهی کرد و در مقابل حجاب مورد نظرش را باش اورتو سو (روسری) معرفی کرد که در این نوع پوشش بخشی از موها باز هستند و دیده می شوند و (از نظر لاییک ها) پوشش سنتی و غیر سیاسی زنان ترکیه محسوب می شود. کلیچدار اوغلو به عنوان الگویی مناسب برای زنان ترکیه ای که مایل به رعایت حجاب هستند، از زنان ایرانی نام برد.

به بهانه این خبر جمعی از زنان و دختران «دوست پسر بازِ کافی شاپ نشینِ پاساژگردِ پارتی روِ سرخاب سفیداب مالیده (موسوم به بدحجاب)»، اقدام به انتشار بیانیه ای کردند. این بیانیه که با قطعه شعر «دختر ایرونی مثل گله، چه رنگ و بویی داره» آغاز شده است؛ ضمن ابراز احساس «شنگولی و سرمستی» از اینکه «ققنوس زن ایرانی از دل خاکستر قرون بار دیگر متولد شده» و به عنوان الگو برای زنان منطقه معرفی شده است، خطاب به رهبر حزب لاییک ترکیه می گوید:

"کلیچدار عزیز! تو چه می دانی که با ما چه کردی، وقتی ما را برای زنان ترکیه الگو کردی. اشک شوق از چشم هامان روان کردی و بدین وسیله آرایش هامان را جملگی بر هم زدی. آنگونه که بساط رنگ و نیرنگ را. دقیقا همان طور."

ظاهرا (آنگونه که از مفاد بیانیه بر می آید) تنظیم کنندگان این بیانیه همگی سابقه تذکر توسط گشت ارشاد، دستگیری به همراه دوست پسرشان در پارتی های نیمه شبانه و در حالاتی غیرطبیعی {همگی از این سوابق درخشان} برخوردار می باشند و لذا در ادامه ضمن تشکر از کلیچدار نازنین که فقط همین ها را به عنوان زن ایرانی معرفی کرده است و الگو کرده است، جهت محکم کاری خطاب به زنان ترکیه اعلام می کنند:

"ای زنان ترکیه! به هوش باشید! حواستان جمع باشد. زن ایرانی مائیم و نه هیچ کس دیگر. مبادا آدرس را اشتباه بروید. همواره در طول این سالهای گذشته تلاش شده است تا سیمایی عقب مانده، متعصب و امل از زن ایرانی ارائه شود. گول نخورید یک وقت. مثلا همین رتبه های برتر کنکور امسال. دخترهایشان را می گوییم. که همه شان حجابشان کامل (سیاسی) بود و با معیارهایی که کلیچدار گل و گلاب اعلام کرد، نمی خواند. اینها اصلا زن ایرانی نیستند. ما مانده ایم که دختر ایرانی اگر بناست همه اش بنشیند، درس بخواند و نخبه علمی شود؛ پس کی وقت می کند بازارگردی بکند؟ کی وقت می کند پارتی برود؟ کی وقت می کند با دوست پسرهایش اس ام اس بازی و یا چت بکند؟ کی وقت می کند به خودش برسد؟ پس گول اینها را نخورید. اینها اقلیتند. ما اکثریتیم. ما موسومان به بدحجابان. ما  دوست پسربازانِ کافی شاپ نشینِ پاساژگردِ پارتی روِ سرخاب سفیداب مالیده. پرگویان چت روم ها و چالاکان میادین دَنس و ظریفان پشت میز توالت نشین. بقیه اقلیتی هستند سیاسی. دقت کنید."

پس از آن، تنظیم کنندگان با اشاره به شعر مذکور در ابتدای بیانیه، یادآوری می کنند:

"آنگونه که پیداست در نگاه آن شاعر متعهد نیز دختر ایرانی را می بایست از روی رنگ و بویش تشخیص داد و نه هیچ ملاک دیگری."

این بیانیه همین طور با آب و تاب ادامه پیدا می کند تا جایی که در نقطه اوج خودش به افشاگری هایی می پردازد:

"ای زنان ترکیه! بدانید که ما زنان ایرانی اصولا وقتی به سفرهای خارجی می رویم (حالا می خواهد تایلند باشد یا مالزی یا دوبی یا اروپا و یا حتی همین ترکیه خودتان. با آن کنار دریاهای باحالش. راستی یادتان باشد آنهایی که سفر خارجی شان عتبات و سوریه و عربستان و اینجور جاهاست هم زن ایرانی نیستند ها. خیلی دقت کنید. دیگر هی نباید برایتان توضیح بدهیم. خودتان بفهمید.) نشد... دوباره... ای زنان ترکیه! بدانید که ما زنان ایرانی اصولا وقتی به سفرهای خارجی می رویم، به محض عبور از مرز و حتی قبل از آن، در همان هواپیما، اسلام سیاسی و سنتی و توربان و باش اورتو سو و این حرفها را کلا بی خیال می شویم. این مظاهر عقب ماندگی را در چمدان می تپانیم و در پیشرفته شدن و مدرن شدن گوی سبقت را از تمام توریست ها می ربائیم. شما زنان ترکیه می توانید با حضور در کنار دریاهاتان این تفوق را به نظاره بنشینید. لذا حالا که قرار است ما الگوی شما زنان ترکیه باشیم، به شما می گوییم که این بحث های حجاب سیاسی و سنتی و اینها فقط مخصوص ایران است. اصلا ما از اسلام سیاسی چه خیری دیدیم که حالا از سنتی اش ببینیم. اصلا سنت خوب نیست. مدرنیته خوب است.  لذا به شما هم پیشنهاد می کنیم که این حرفها را کنار بگذارید و با آزادی تان حال کنید. البته در این چند سال اخیر دیده ایم که این سیاسی ها در کشور شما هم زیاد شده اند. چه بقچه و بندیلی هم می کنند امل ها. البته بدانید که ما اینها را زنان ترکیه نمی دانیم. همان طور که شما غیر از ما را زنان ایرانی نمی دانید. اما باز هم بدانید که می ترسیم تا چند سال دیگر طوری در ترکیه قحط النساء شود که مجبور شویم فقط خودمان و دیگر زنان توریست را زنان ترکیه بدانیم. نمی دانیم می دانید چه خطری متوجه کشورتان است؟ یا نمی دانید؟ اصلا این نخست وزیرتان (رجب را می گویم) ... چرا در حضور دل انگیزی چون کلیچدار، او باید نخست وزیر بشود؟ با آن زن بسته بندی شده اش. حتما در انتخابات شما هم تقلب شده. چرا اعتراض نکردید؟ چرا به خیابانها نریختید؟ اگر ما الگویتان هستیم، بدانید که ما ریختیم. به خیابان ها را می گوییم. با دوست پسرهامان. چه صفایی هم کردیم. یادش بخیر. هی آزادی. به کجای این شب تیره بیاویزم مانتوی خود را."        

در ادامه تنظیم کنندگان این بیانیه با ورود به پاره ای مباحث علمی، فلسفی، ادبی به ریشه یابی علل پیشرفت غرب و عقب ماندگی جوامع جهان سوم پرداخته و چنین نتیجه گیری می کنند:

"قوت مغرب هم از چنگ و رباب               هم ز رقص دختران بی حجاب

 هم ز سحر ساحران لاله روست             هم ز عریان ساق و هم از قطع موست

 محکمی او را هم از لادینی است           هم فروغش از خط لاتینی است

چنانچه پیداست شاعر متعهد ولی بداقبال شرقی نیز، ورود به دروازه های تمدن را در گرو بی دینی و نیز خط لاتینی می داند که در این زمینه به لطف مرارت ها و مشقت های امثال کلیچدار با صفا و آن خدابیامرز (معمارتان را می گوییم) خوبید. پله هایی از نردبان ترقی را پیموده اید. می ماند همین بحث حجاب که ما نمی دانیم این چه ککی ست که افتاده به تنبانتان."

در پایان، این بیانیه، ضمن تشکر چند باره از کلیچدار گوگولی به معرفی نمونه هایی از چهره های بین المللی زن ایرانی پرداخت و با نام بردن از بزرگانی چون شیرین عبادی، فریبا داودی مهاجر و نیز فاطمه معتمد آریا افقی تازه جهت شناخت بهتر زن ایرانی را در پیش روی زن ترکیه ای گشود. فی المثل در مورد فاطمه معتمد آریا چنین می گوید:

"او البته دوست دارد سیمین صدایش کنند و نه فاطمه. ما نیز فکر می کنیم این طور بهتر است و با کلاس تر. نه اینکه فکر کنید سیمین جون ضد دین است و این برچسبها که در ایران به او می زنند. نه. او در ایران اتفاقا خیلی اسلام را دوست دارد. البته غیر سیاسی اش را. او هنرمند است. هنر هم که می دانید از سیاست جداست. همان طور که دین از سیاست جداست. به هر حال در علاقه سیمین جون به اسلام همین بس که بگوییم که او رفیق گرمابه و گلستان روشنفکرترین زن ایرانی ست. که در ضمن قرآن پژوه هم هست. همان روشنفکرترین زن ایرانی را می گوییم. نه سیمین جون را. سیمین جون البته قرآن هم می خواند. اما فقط در فیلم ها. سیمین جون عکس های بسیار هنری و جذابی هم با روحانیت اسلام (البته از نوع دوم خردادی اش) دارد که دوست پسرهای بی جنبه مان می گویند با دیدن آنها دلمان قیلی ویلی می شود. و این خود دلیل دیگریست بر علاقه او به اسلام و به خصوص روحانیت مترقی اش.

دیگر آنکه او در ایران از پیشگامان مبارزه با اسلام سیاسی ست. حضور قهرمانانه او در حماسه «ممد نبودی» هیچگاه از خاطر زن ایرانی (که ما باشیم) پاک نمی شود و برگ افتخاری دیگر در پرونده اوست.

و البته همچنانکه گفتیم اینها همه مخصوص ایران است و چون پای به دیار فرنگ می گذارد و جوگیر می شود، کلا بند را به آب می دهد. درست مثل خودمان. سکس را می چسبد و شراب و خشونت را. و هی از جذابیت آنها و از اینکه باید باشند، دفاع می کند. ای زنان ترکیه! خودتان بروید مصاحبه جانانه او با رادیو فردا را گوش کنید و نمایندگان بین المللی ما را بشناسید. باش اورتو سو و توربان و چه و چه هم که برای او حسابشان معلوم است." 

این بیانیه که با آن قطعه شعر شروع شده بود، همین طور الکی به پایان می رسد. 

ج b ی getdivbutton class=